حالم خیلی خوب شده ممنونم بخاطر احوال پرسی هاتون ببخشید که دیر دیر میام یکم مشغله زیاد بود .اول بزارید از مدرسه بگم براتون .دوتا از دخترای توی کلاسم بخاطر حروف الفبایی که بهشون یاد دادم و نمیتوانستن بنویسن گریه میکردن چون جز بهترینای کلاسمم بودن که بردمشون بیرون و بغلشون کردم و گفتم نگران نباشید شما میتوانید ... یهو باخودم گفتم شاید براشون سنگین بوده برا همین گفتم برید بیرون استراحت کنید و خوراکی بخورید وبیاید ...وقتی اومدن خیلی بهتر عمل میکردن حتی اون دوتا دختر واین منو خوشحال میکرد ...وقتی بعد چن روزی بخاطر مریض بودنم رفتم داخل همشون بغلم کردن منم واقعا دلم جوششون میزد و بینهایت دلتنگشون بودم کلی بغلشون کردمو بوسیدمشون.مدیر مدرسه بهم گفت معلمی که این چن روز جایگزینت بوده با خط کش بچه هارو میزده و این منو خیلی اذیت کرد خیلی زیاد چون من این چند ماه که معلمشون بودم با وجود شیطنتاشون دست به زدن نشده بودم ....حتی مدیر مدرسه هم خوشحال بود از برگشت من
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
تاريخ: پنجشنبه
24 آذر
1401 ساعت: 12:09